- مناجات شعبانیه
- محبوبترین افراد
- دنبال رضای خلق نباشیم
- دنبال رضای حق باشیم
- تقوا = رعایت شریعت
- صلوات راه وصل و ارتباط با خدا
- وای بر آن زمانی که آدم نا امید بشود
- قصه ای از بهلول و هارون
بِسم الله الرّحمنِ الرَّحیم، اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین، الصَّلاةُ وَ السَّلام علی سَیِّدنا و نَبیِّنا، ابِاالقاسِم المُصطَفی مُحَمَّد و
السلام علی علی بن ابیطالب و آله الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ المعصومین و لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قِیَامِ یَوْمِ الدِّین.
اما بعد ،قال علیٌ علیه السلام : « *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ*»
اجماعا صلوات را غرا ختم بفرمایید.
« *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم*»
و قال سجادُ علیه السلام :
« *إنَّ أحَبَّكُمْ عَنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أحْسَنُكُمْ عَمَلًا، و إنَّ أعْظَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَمَلًا أعْظَمُكُم فیما عِنْدَ اللَّهِ رَغْبَةً، و إنَّ انْجاكُمْ مِنْ عَذابِ اللَّهِ أشَدُّكُمْ خَشْيَةً للَّهِ، و إنَّ أقْرَبَكُمْ مِنَ اللَّهِ أوْسَعُكُمْ خُلْقاً، و إنَّ أَرْضاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أسْبَغُكُمْ عَلى عِيالِهِ، وَإنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أتْقاكُمْ للَّهِ*»
صلوات ختم بفرمایید.
« *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم*»
خب ماه شعبان المعظم هست و ماه رسول خدا، ماه شعبان المعظم به رسول خدا منسوب است .
از هر جهت فیوضات الهی ،برکات الهی از عالم ملکوت ،از عالم کُن ، از عالم ذات، از عالم امر ، از عالم خلق خلاصه از فیض مطلق ، فیاض مطلق سرازیر است. چه خود ماه شعبان ، چه موالیدی که در این ماه اتفاق میفتد، تولد باسر سعادت ابی عبدالله الحسین علیه السلام ، تولد قمربنی هاشم ابوالفضل العباس، تولد حضرت زین العابدین، سید الساجدین، امام العارفین،صاحب زبور آل محمد
« *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم*»
و چه دهم این ماه که بنا بر نقلی تولد باسر سعادت حضرت علی اکبر ، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً به رسول الله است و نیمه ی این ماه ، تولد با سر سعادت هستی عالم وجود ، روح عالم ، ناموس دهر، خلاصه ی همه ی انبیاء ، ناجی بشریت ، مهدی آل محمد است.
« *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم*»
خب این ها همه دست به دست همدیگر داده است ،فضیلتی بعد از فضیلت دیگر را افزون کرده ،زیاده کرده ، باید از این برکات استفاده کنیم.
خب یکی از اتفاقاتی که در این ماه افتاد ، صدور و در حقیقت باید بگوییم نزول مناجات شعبانیه است،از لسان گهر بار و دُرَر بار وجود مقدس امیرالمومنین است و همه ی چهارده معصوم بدون استثنا این مناجات را خوانده اند ، مناجاتی که در اوج عرفان و اخلاق است و هم معرفت الله در آن هست ، هم در حقیقت معرفت صفات خدا هست، توحید هست، توحید افعالی هست ، توحید ذاتی هست، خلاصه توحید صفاتی هست ، این ها همه فضیلت های این ماه است.
لذا چون امروز تولد باسرسعادت حضرت زین العابدین است ، من اول یک روایتی را از این بزرگوار عرض کنم، ان شاالله بعد فرازی را از مناجات شعبانیه را عرض خواهیم کرد، به مقداری که فرصت داریم.
حضرت سجاد فرمودند :
« *إنَّ أحَبَّكُمْ عَنْدَ اللَّهِ*»، محبوبترین شما در نزد خدا کسی است که عملش بهتر باشد.هر عملی که انجام میدهد، هر فعلی که انجام میدهد ، هرکاری که انجام میدهد از همه بهتر باشد.سعی کنیم همیشه عمل احسن را انجام بدهیم نه حسن را.
چون ما خودمان در خلقت یک موجود احسن هستیم ، « *لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ.*»
خب یک موجودی که احسن است ، افضل است ، اکمل است ، اشرف است ، این باید کارش هم همان باشد . یعنی نمازش احسن ، ادبش احسن ، تواضعش احسن ، انفاقش احسن ، حلم و صبرش احسن ، سجودش و رکوعش احسن ،
زن خانه داری و شوهرداریش احسن،
پدر پدر بودن ، شوهربودن و برادر بودنش احسن باشد. یعنی خلاصه این موجود احسن را زیبنده است و این می طلبد که انسان دنبال احسن باشد، خلقت هم برای همین است خدا شاهده
« *الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا*». خب آنجا هم که فرموده : خلقت برای امتحان احسن است، پس باید احسن را انجام بدهیم. این عمل احسن است که انسان را به حضرت اکبر ، به حضرت اعظم ، به حضرت اشرف و به ذات باری تعالی میرساند پس این را باید انتخاب کنید.
حالا ما یک بحث خیلی مفصلی داشتیم و داریم و در CD ها هم هست ، بیش از چهارهزار روایت در روایات اهل بیت راجع به افضل ها ، احسن ها،بهترین ها و نظیر این ها رسیده است ، یعنی تا چهار هزار روایت اقلاً جمع آوری شده والا بیشتر از آن چیزیست که الان موجود است.
در هرصورت پس دنبال این باشیم که یک موجود احسنی ، اعمال او هم احسن باشد .
« *إنَّ أحَبَّكُمْ عَنْدَ اللَّهِ أحْسَنُكُمْ عَمَلًا*» مردم این را بدانید که محبوبترین شما در نزد خداوند ، کسی است که عملش احسن باشد .
« *إنَّ أعْظَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَمَلًا*» آن کسی عملش در نزد خدا از نظر اجر اعظم میشود که « *أعْظَمُكُم فیما عِنْدَ اللَّهِ رَغْبَةً*» رغبت و میلش هم از همه بهتر و افضل باشد ، میل و رغبتش به خدا باشد و بس! نه به خلق ، نه به مخلوقات.
یک جمله ای راجع به احسن یادم آمد ، یکی از اصحاب پیغمبر وقتی از دنیا رفته بود سعدبن معاذ بود ، مجروح جنگی هم بود، یک دستش هم قبل از خودش توی بهشت رفته بود. پیغمبر در تشییع جنازه ایشان غوغا کرد ، گوشه جنازه را گرفت ،پای برهنه بدون عبا دور جنازه دور میزد، که بعد فرمود: من دنبال جبرئیل ام ، هر جا جبرئیل برود من هم میروم و میگیرم، خلاصه بعد خود پیغمبر جنازه را بُرد و درون قبر گذاشت و بعد هم خود پیغمبر صورت سعد را از توی کفن بیرون آورد و روی خاک ها گذاشت و فرمود: خشت بدهید، خشت دادند و خشت ها را روی جنازه سعد خیلی قشنگ، خیلی مهندسی و خیلی حساب شده می چید و زیر لب هم زمزمه ای میکرد ،میفرمود: میدانم این ها همه خراب میشوند ،میدانم خراب میشود ها! اما خدا دوست دارد آن کسی که یک کاری را انجام میدهد کارش خوب باشد ، بهتر باشد ، حالا این خشت ها که زیر خاک میماند یعنی نمای ساختمان نیست ، یک وقت انسان می آید نمای ساختمان را خیلی زیبا می چیند چون میخواهد معماریش را نشان بدهد ،هنرش را نشان بدهد ، مردم را ترغیب کند، جلب توجه کند و ساختمان را بهتر بفروشد ولی این خشت ها زیر خاک میماند و کسی نمی بیند، نمای قبر نبود که! روی قبر نبود که! درون قبر بود ، زیر خروار خاک میرفت .
حضرت فرمود: میدانم خراب میشود و از بین میرود ولی خدا دوست دارد که اگر کسی کاری انجام می دهد خوب انجام بدهد. یعنی در خلوت و جلوت ، چه آنچه مردم می بینند ، چه آنچه نمی بینند ، سعی کن احسن باشی.
نمای تو خوب نباشد ولی باطنت خراب باشد که این نفاق است ، دوئیت است.
*ظاهرت چو بوذر و سلمان بود***
*باطنت همچون ابوسفیان بود*
بگذرم .
« *وإنَّ انْجاكُمْ مِنْ عَذابِ اللَّهِ*»آن کسی بیشتر از عذاب خدا نجات پیدا کرده که خشیت و خوفش از خدا بیشتر باشد .
« *و إنَّ أقْرَبَكُمْ مِنَ اللَّهِ أوْسَعُكُمْ خُلْقاً*» نزدیکترین شما به خدا آن کسی است که اخلاقش بهتر و سعه ی صدر بیشتری داشته باشد.« *و إنَّ انْجاكُمْ عندالله*» آن کسی زودتر از عذاب الهی نجات پیدا کرده که خدا را بیشتر از خودش راضی کند و دنبال رضای خلق نباشد ، دنبال رضای حق باشد .
« *و إنَّ أَرْضاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أسْبَغُكُمْ عَلى عِيالِهِ*» خداوند از کسی راضی تر است که بیشتر به زن و بچه اش برسد ، بیشتر به نان خورش برسد و در حد توانش تلاش کند که زن و بچه اش را در رفاه قرار بدهد.
ولو اینکه حضرت فرمودند: چند گروه هستند که اگر شما به آنها ظلم نکنید ، آنها به شما ظلم خواهند کرد . متاسفانه یکی زن و بچه است شما اگر به اینها ظلم هم نکنی اینها به شما ظلم خواهند کرد، متاسفانه اینطوری هست ولی باز میگوید شما سنگ تمام بگذارید.
« *وَإنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أتْقاكُمْ للَّهِ*» این را شنیدید و خیلی آیه ی معروفی هم هست که می فرماید: گرامی ترین شما در نزد خدا آن کسی است که تقوایش و خداترسی اش بیشتر باشد . خدا شاهد است حقیقت تقوا چیزی جز رعایت قانون شریعت نیست.
اگر شما بفرمایید فلانی در یک کلمه تقوا را برای ما خلاصه کن که ما آن را آویزه ی گوشمان قرار بدهیم ، در یک کلمه تقوا چیست؟ میگویم رعایت شریعت.
یعنی حلال شریعت را حلال بدانیم و حرامش را حرام بدانیم ، مستحبش را مستحب ، مکروهش را مکروه و مباحش را مباح بدانیم و درست هم عمل کنیم، آنوقت تفسیر این کلمه می شود قریب به نُه هزار حدیث ، دعا و آیات راجع به تقوا، سه چهار هزار راجع به صبر ، چند هزار راجع به شکر ، همینطور برو تا الی ماشاالله ، میشود بیش از ۱۲ هزار روایت راجع به مسائل اخلاقی . خدا شاهده این معنای شریعت است .
ما در حقیقت بیش از ۱۲ هزار روایت راجع به محاسن و مَساوی داریم یعنی خوبی ها و بدی ها.
خوبی ها چیست؟ بدی ها چیست ؟ بیش از ۱۲ هزار روایت!شاید حساب کنیم دقیقا بیش از یک دهم از روایات ما پیرامون مسائل اخلاقی است این خیلی رقم بالایی است.بگذرم.
حالا برگردیم به مناجات شعبانیه، که گفتیم این مناجات شعبانیه اول کلید را میزند، با
صلوات بر محمد و آل محمد
« *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم*»
مثل روشن کردن موبایلتان است یعنی تا روشن نکنی ، تا آن شماره را نگیری ، تا پیش شماره را نگیری ، خب نمیتوانی صحبت کنی. آره این صلوات در حقیقت راه را باز میکند ، حجاب ها را برطرف میکند ، خط ارتباطی و راه ارتباطی تو را با خدا برقرار میکند .
ذکری که خود خدا هم گفته « *إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً*»
« *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم*»
آن خاندان و آن پیغمبری که آلش و خودش از ابرار ، اخیار و خوبان عالمند .طیبین ، طاهرین ، ابرار ، اخیار ، کی ها ؟ « *الَّذِينَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وَلَايَتَهُمْ*»
آن خانواده ای که تویِ خدا حقوق آنها را به ما واجب کرده ای مثل نماز و حج ، عین نماز و حج اطاعت آنها و حقوق آنها را بر ما واجب کردی ، طاعت آنها را فرض کردی ، ولایت آنها را فرض کردی.
« *الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ،وَ اعْمُرْ قَلْبِي بِطَاعَتِكَ وَ لَا تُخْزِنِي بِمَعْصِيَتِكَ*»
قلبی که از خدا اطاعت نکند ، از پیغمبر اطاعت نکند این قلب ویران است ، خراب است، خراب اندر خراب ! از نظر طبی ممکن است یک قلب خیلی سالم و نرمال باشد اما این علامت سلامت معنوی قلب نیست. ممکن است قلبی ناراحتی فیزیکی داشته باشد و از نظر طبی خراب باشد اما چون عشق خدا، محبت خدا، اطاعت خدا و بندگی خدا در آن است والله آباد است! لذا میفرماید: خدایا این قلب مرا با طاعت و بندگی خودت آباد کن و سالم نگهدار و با معصیت و نافرمانی خودت نمیران ، خراب نکن ، مخروب نکن ، ویران نکن و رسوا نکن.
بگذرم .
حالا دکمه را زده ،تماس برقرار شده ، دارد چه میگوید ؟ خب اول کلامش بعد از تماس و درود چیست ؟
« *وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ*»
خدایا دعایم را بشنو . خدایا دعایم را وقتی که تو را میخوانم بشنو ،ندای مرا بشنو ، هم دعایم را بشنو و هم ندایم را بشنو وقتی که با تو منادی میکنم. و به من توجه کن وقتی که با تو نجوا میکنم ، خلوت میکنم و اسرارم را به تو میگویم . خب خدا میشنود ، مگر نعوذبالله گوش های خدا سنگین است ؟ نه. مگر مشکل شنوایی دارد ؟ نه. خدا میشنود ولی نه با گوش،
جواب میدهد ولی نه با زبان. به خدای لاشریک له تمام عالم گوش خداست ،تمام عالم زبان خداست .
وقتی حضرت موسی در کوه طور ندا میدهد یا ربِّ! حضرت موسی میگوید دیدم از تمام اطراف ندای لبیک میآید از کوه ، از درخت ،از حجر ، از شجر ، از ریگ ، از خاک و از همه چیز.
همه چیز ندا میدهد من خدای تو هستم، والله. عالم وجه خداست
« *فَأَینََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه*». به هر طرف که برگردی این وجه خداست ، جلوه خداست . دیوار از طرف خدا با ما حرف میزند ، درخت از طرف خدا با ما حرف میزند.
*روا باشد انا الحق از درختی** *چرا نبود روا از نیکبختی*
بله . خب یعنی خدایا ترتیب اثر بده ، خدایا صورتت را از من برنگردان ، کائناتت از من قهر نکنند ، ذراتت از من قهر نکنند ، درخت و کوه از من قهر نکنند . خدا شاهده این ها گاهی از ما قهر میکنند.
منفور دیوار میشویم، منفور دریا میشویم، منفور کوه میشویم ، منفور حجر و شجر میشویم ، منفور گرگ ها میشویم ، منفور سوسک ها میشویم ، منفور روباه ها میشویم ، منفور پرندگان و چرندگان و منفور نهنگ دریایی میشویم، والله والله.
وقتی هم که محبوب میشویم ، گرگ ها هم ما را دوست دارند. مگر دوست نداشتند ؟مگر گرگ های عالم به ائمه اظهار محبت نکردند ؟ الی ماشاالله.
وقتی آن زینب دروغگو ، زینب کذاب در زمان امام هادی ادعا میکند که من زینب دختر علی هستم و خلاصه متوکل میماند که چه کند؟
میگویند ببریدش تا صباح توی باغ وحش و پهلوی شیرها بیاندازید ، تا آنجا میروند شیرها به او حمله میکنند ، وقتی امام هادی میرود همه عرض ارادت میکنند و پوزه شان را به خاک می مالد.
جریان آن گرگ هایی که به پیغمبر ایمان آوردند ،به امیرالمومنین ایمان آوردند، آن چوپانی که گرگ ها به گوسفندش حمله کرده بودند،گرگ ها را میراند و گرگ ها نمی روند و... داستانش خیلی مفصل است که ما گفتیم منبر گرگ، در این کتابی که اخیرا نوشتیم آن را آورده ام ، مرتب و مفصل بنام منبر گرگ، تکان دهنده است! آنوقت گرگان عالم و مارها می آیند ارادت پیدا میکنند!
مار گزنده ای که همه ازش وحشت میکنند می آید به وحدانیت خدا، نبوت پیغمبر و امامت علی شهادت می دهد و می شود محبوب.
بگذرم .
خدایا « *وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ*»، به من توجه کن وقتی که با تو نجوا میکنم .« *فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ*»، خدایا فرار کردم . ببینید ما یک فرار داریم فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ ، یک هَرَبَ داریم. فرار گاهی با خنده و خوشحالی و گاهی با ترس همراه است. با دوستت ، رفیقت شوخی میکنی میخواهد تو را بگیرد مثلا آب بریزد ، فرار میکنی میخندی . اما هَرَبَ به معنای فرار از ترس ، خوف و با اضطراب است.
خدایا از گناهانم ، از خودم ، از شیطان و از نفسم فرار کردم.
« *وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ*»، ایستاده ام در پیشگاه تو ، اما « *مُسْتَكِيناً لَكَ*» هیچی ندارم. ما یک مسکین داریم ، یک مستکین داریم ، یک بائس داریم و یک فقیر داریم.
« *لَايَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَلَا ضَرَّاً وَلَا مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً*»
بدترینش بائس است ، یعنی از فقر شروع میشود بعد میشود مسکین ، بعد میشود مستکین، بعد میشود بائس.
« *مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ*» دستم خالیست . نامه ی اعمالم سیاه است اما به سوی تو تضرع و زاری میکنم، هم تضرع میکنم « *رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي*» آره میدانم پاداش من دست توست ، ثواب من دست توست، رزق و روزی من دست توست و عزتم دست توست، آمده ام میخواهم بگیرم، هیچی هم ندارم ها! هیچی ندارم . با دست خالی در خانه ی کریم آمده ام ، پول هم که ندارم هیچی، ولی سرمایه ام امید من است .
« *رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي*» نماز آوردی؟ نه . روزه آوردی؟ نه . قران آوردی؟ نه .ذکر آوردی؟ نه هیچی. این هایی که من گفتم در خور و شأن تو نیست ولی امید آورده ام .
وای وای از زمانی که انسان امیدش از خدا قطع بشود. ناامید بشود، مأيوس بشود، یأس و ناامیدی یکی از گناهان کبیره است.
آمدم در خانه ی تو ، « *تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي*» تو میدانی چی میخواهم.
« *تَخْبُرُ حَاجَتِي*» حاجتم را تو میدانی.
« *تَعْرِفُ ضَمِيرِي*» ، مطلع هستی ضمیر مرا، هیچی از امر من ، از زندگی من بر تو پوشیده نیست که نیست.
خب چون روز تولد است ما دیگر روضه نمی خوانیم ان شاالله حاج آقا مداحی میکنند ، اما یک قصه ای است، اینجا گفتم که حالا چی آوردی ؟ هیچی نیاورده ام . بد نیست این را هم تفریح بگویم. یک وقت هارون به بهلول گفت پسر عمو چرا نمی آیی پهلوی ما؟ گفت: برای چی بیایم پهلویتان؟
گفت: بیا هرچی میخواهی میدهیم . ما پادشاهیم دیگر ، ملک الملوک هستیم.
بهلول فرمود: پسر عمو ، میدانی چه میخواهم؟
گفت : نه دیگر باید بگویی.
گفت: میدانی کِی میخواهم؟
گفت: نه.
گفت میدانی چقدر میخواهم ؟
گفت: نه دیگر ،من چه میدانم.
گفت مگر مرض دارم بیایم پهلوی کسی که نمیداند چی میخواهم ، چقدر میخواهم ، کِی میخواهم؟
می روم آنجا که میداند چی میخواهم ، چقدر میخواهم ، کِی میخواهم، می روم در خانه خدا.
خدا ان شاالله یک معرفت به ما بدهد که این فراز از مناجات شعبانیه را وقتی میخوانیم، توی قلبمان جا بگیرد.انقطاع! والله این عبارت کمال انقطاع را در ما ایجاد میکند که « *الهی بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي*» ، در پایانش میگوید « *اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ*»
از همه ببرم ،به تو ببندم .یعنی همه ی مردم هیچکاره اند جز ذات حضرت احدیت، همه چیز دست اوست.
خدایا عاقبت ما ختم به خیر بگردان. الهی آمین.
به موالیدی که در این ماه اتفاق میفتد ، عیدی ما را فرج امام زمانمان قرار بده. الهی آمین.
توفیق بندگی و اطاعت را به ما بده . الهی امین
اموات این جمع ،ببخش و بیامرز. الهی امین.
پدر برادر مان اقای حسینی هم از دنیا رفت ،اورا غریق رحمتت بفرما. الهی امین.
دعایی که عزیزم می فرمایند اقای احمدی نیا به اجابت برسان. تا ایشان فیض بدهند سه تا صلوات .
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم.